کـومـه [code:1]
[/code:1] [code:1][/code:1]

کـومـه

<وب نویسه هایی از فرهنگ, سیاست و اجتماع>

خانه    | پست خونه   |   | XML    |



تصمیم

آدم ها در طول زندگی خود در موقعیت های مختلفی قرار می گیرند. این کنش های زندگی است که انسان را به واکنش می رساند. هر واکنشی هم محصول تصمیم خاص خود است. همانطور که انسان های مختلف در موقعیت های گوناگون تصمیمات مخصوص به خود را اتخاذ می کنند، به همان میزان هم دلایل و استدلالات خود را دارند.
اگر تصمیم نگیرید حتما برایتان تصمیم میگیرند. این موقعیت های مختلفند که لحظه به لحظه از ما گذر می کنند. شاید کسی صبر و سعه صدر تجویز کند اما همین صفت نیکو چون از حد خود بگذرد دیگر نه تنها حسنه نیست بلکه خطایی جبران ناپذیر می شود. صبر مفرط با بی عملی یکسان است و آن زمان است که برایت تصمیم می گیرند. انفعال نهایتا شما را سر جایتان می نشاند تا ببینید که چطور با شما بازی خواهند کرد. تصمیم گیری شجاعت می خواهد و بصیرت. بصیرت تا بسنجی تمام جوانب و شرایط را و شجاعت تا در مقابل تصمیمی که خود گرفته ای خویشتن را مسئول بدانی. اگر منتج به خیر شد فبها المراد و اگر نشد خود را مقصر بدانی.مانند برخی بی عمل نق زن نباشی که فقط تجویز کنند بدون عمل.
اما مقدمات اخذ تصمیم چیست؟ مشاوره کجای این پروسه قرار دارد؟ فرق مشاوره با کسب تکلیف چیست؟
این ها سوالات من است. سوالاتی کلی که اکنون برایم پر رنگ تر از گذشته اند. چه در امور خرد چه کلان.
ذهنم مشغول است.

Labels:


| هادی | 4:05 PM |

|




تلاش تاکنون بی ثمر

دیر زمانیست که در این خانه ننوشتم. کومه محقر من که روزی امید من بود. روزهایی که به خاطرش می نوشتم و می خواندم. اما این روزها که همه چیز دست به هم داده تا از آن دور باشم. هر از چند گاهی، شاید ماهی سه چهار بار، سری به اینترنت و دنیای دوست داشتنی وبلاگ ها بزنم. نمی خواهم و دوست ندارم این سرگرمی جدی برایم به نوستالوژی تبدیل شود. این تلاش های یک وبلاگ نویس است که در تغییرات ناگهانی قرار گرفته و تجربه می کند شرایط جدیدی را. روزها را به خدمت مثلا مقدس می گذراند و لحظه های تنهایی را می گذراند.زمان هایی را که می بیند و پرپر شدنش را با تمام ذره ذره وجودش حس می کند. سرگردان و حیران بین رفتن و نرفتن، تغییر و ثبات، پذیرفتن شرایط نامطلوب جدید و تسلیم شدن یا ایستادن و مبارزه تا تغییر همان شرایط. اطرافیان می گویند مانند همیشه. تغیرات نیک و بد را. اما این منم که به نظاره نشستم تا ببینم که این اجتماع وحشی سرکش با من چه خواهد کرد. من، این موش آزمایشگاهی که غوطه ور در سطح آب با هر اراده ای به جبر جزر و مد بالا و پایین می روم.
چرا سیاهم؟ و منفی؟ کی تمام می شود این دوران دوری و انزجار از خود؟

Labels:


| هادی | 11:35 AM |

|




پراکنده

1- مردم از بی اینترنتی. چند بار قصد کردم بنویسم اما نشد.
2- نماز روزه همه قبول باشد . دعا کنید که دل زنگار آلود من از این ماه رمضان معرفتی بیشتر از گرسنگی و تشنگی صرف را درک کند. امشب هم شب بیست و سوم و شب اخرین شب قدر است.
3- ماه رمضان امسال را بسیار متفاوت تجربه کردم. امسال دیگر سر سفره خانواده و کنار جمع صمیمی افطار سحر خانه نبودم. سحر و افطار با دوستان هم خدمتی در پادگان هستیم و صفای خاص خودش را دارد. البته سخت است.تجربه چندین بار بدون سحری روزه گرفتن, قضای چرب و غیر قابل خوردن پادگان و ... بعضی از بستگان هم لطف می کنند و دعوت می کنند که من هم توان و رمق نه گفتن ندارم و قبول می کنم. باید توجه داشته باشند که چیزی به پایان ماه مبارک نمانده پس تا می توانید در اجر افطاری دادن به روزه دار آن هم سرباز عجله کنید چرا که می فرماید:" فاستبقوا الخیرات".
3- خطی هم ادای دین به سیاست. انتخابات نزدیک است. هم خبرگان و هم شوراها. بعید می دانم خبرگان شوری در مردم بیافریند البته شاید صلاح خسروان در این باشد. اما شوراها می توانند در مردم جنبش و تکاپویی ایجاد کند. امیدوارم زمینه شرکت فراهم شود.
4- تا بعد...

Labels:


| هادی | 4:12 PM |

|




:لینک دوستان:


.:: تیتر آخرین اخبار ::.